خرید بک لینک

من با تو می نویسم و می خوانم من با تو راه می روم و حرف می زنم وز شوق ِ این محال که دستم به دست توست من جای راه رفتن پرواز می کنم ! #فریدون_مشیری

برچسب: نویسنده: امیر عباسیان تاريخ: دوشنبه 25 دی 1402 ساعت: 14:34

لیوان ۱۴۰۲/۱۰/۱۰، 21:51 مرا به تاریخ خودم ببر؛ تاریخی که در آن رقاصههای زیبا میرقصند، تاریخی که بوسههای ناب دارد، برهنگیهای پاک، آوازهای زیبا. پشت رودخانههای خروشان.مرا به تاریخ خودت ببر؛ به تاریخی که زنان در جهان حکومت کنند و مردان ملتی سر به زیر باشند و مردان فقط عاشق شوند. مرا به تاریخ خودم ببر.#محمود_درویشپ.ن:#موسیقی محمد اصفهانی - طلب محمود درویش موسیقی

برچسب: نویسنده: امیر عباسیان تاريخ: سه شنبه 12 دی 1402 ساعت: 16:30

لیوان ۱۴۰۲/۰۹/۲۸، 22:33 نيمى از زندگیستمعشوقى كهبوسيدن راخوب بلد باشد.#مورات_مونگانپ.ن:هنوز ته دلتنگیهام یه چیزی زنده است؛درست و یا غلط هنوز باور دارم در اوج تلخیها و سختیها، دوست داشتن هنوز رنگ لحظههای زندگی رو عوض کنه. حتی میشه با لحظههای دیروز، طعم همین ثانیه رو هم عوض کرد . . . مثل وارش و بوسه در میان درختان مورات مونگان

برچسب: نویسنده: امیر عباسیان تاريخ: چهارشنبه 6 دی 1402 ساعت: 22:07

میخواهم طلوع کنم جایی میان شرق چشمانت تو نگاهم کنی من صبح میشوم #سیما_امیرخانی

برچسب: نویسنده: امیر عباسیان تاريخ: چهارشنبه 6 دی 1402 ساعت: 22:07

لیوان ۱۴۰۲/۱۰/۰۱، 1:0 ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیارببر اندوه دل و مژده دلدار بیارنکتهای روح فزا از دهن دوست بگونامهای خوش خبر از عالم اسرار بیارتا معطر کنم از لطف نسیم تو مشامشمهای از نفحات نفس یار بیاربه وفای تو که خاک ره آن یار عزیزبی غباری که پدید آید از اغیار بیارگردی از رهگذر دوست به کوری رقیببهر آسایش این دیده خونبار بیارخامی و ساده دلی شیوه جانبازان نیستخبری از بر آن دلبر عیار بیارشکر آن را که تو در عشرتی ای مرغ چمنبه اسیران قفس مژده گلزار بیارکام جان تلخ شد از صبر که کردم بی دوستعشوهای زان لب شیرین شکربار بیارروزگاریست که دل چهره مقصود ندیدساقیا آن قدح آینه کردار بیاردلق حافظ به چه ارزد به میاش رنگین کنوان گهش مست و خراب از سر بازار بیار#حافظ

برچسب: نویسنده: امیر عباسیان تاريخ: چهارشنبه 6 دی 1402 ساعت: 22:07

صفحه بندی